هفت روز گذشت... همه آماده ی پذیرایی اند.

نوری پس از نوری؛ملائک در انتظار  لحظه ی موعود؛به دستور خداوند همه حاضرند.

آدم پدید آمد. نوری پس از نوری ...

انوار با قداست و عظمت پایین آمدند از عرش...

حالا همه به اذن خدا در پشت آدم جای می گیرند؛ روح دمیده شد... عالم نو شد.

آدم، به سنگینی آهی کشید.سخت است تحمل این همه نور ... نور نه ؛ بهانه های آفرینش.

آدم بر خاست.ندا آمد سجده کنید بر ایشان!

ملائک همه در سجده اند غیر از ابلیس.

ابلیس چرا سجده بر خاک کنم ؟ من آتشم...

و ندا آمد:  تو بر وجودی از خاک سجده نمی کنی تو بر انواری سجده می کنی که بهانه ی آفرینشند و ما آنها در پشت آدم قرار داده ایم.

قرار شد آدم این مسئولیت سنگین را بر عهده بگیرد و آن نورها را نسل به نسل منتقل نماید، امانت های گرامی خداوند را.

پس آن شد که شد.

اولین سرپیچی از خداوند؛ سر پیچی از مقام ولایت شد.پذیرفتن ولایت چهارده نور از جنس خدا.

تنها راه دوستی با خدا چیزی است که او امر کرده. و امر به سجده امر پذیرفتن ولایت بود.